تبليغاتX
bavanat نسیم بوانات

در حالی که سازنده فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ادعاکرده که در ساخت این فیلم از تصاویر و فیلم های موجود استفاده شده و هیچ گونه دخل و تصرفی در تصاویر رخ نداده است خبرنگاران به بخشی از شگرد تبلیغاتی به کار گرفته شده در فیلم میرحسین موسوی پی بردند.
به گزارش جهان، فیلم انتخاباتی مهندس موسوی که توسط مجید مجیدی کارگردان معروف سینما ساخته شده است طبق اعلام قبلی قرار بود که آئینه ای از واقعیات موجود در جامعه و اتفاقات همراه با میرحسین موسوی باشد اما در یکی از صحنه های این فیلم زنی که سعی داشت خود را به خودروی حامل میرحسین برساند در نهایت با ورود به جمع میرحسین و نزدیکانش با گریه و زاری از وضعیت مواد مخدر و اعتیاد گلایه کرده و دست به دامان مهندس موسوی برای حل این مشکلات شد. گریه های این زن و نوع بیان مشکلات و مصائب فرزندش از احساسی ترین لحظات این فیلم انتخاباتی بود.
طبق بررسی های به عمل آمده مشخص شد که این زن نه یک شهروند درد کشیده که یکی از بازیگران صدا و سیمای مازندران به نام منیژه حسینیان بوده است که با هماهگی قبلی و با سناریویی از پیش تعیین شده به اجرای برنامه خود پرداخته و نقش عمده ای را در واقعی جلوه دادن فیلم انتخاباتی میرحسین موسوی ایفا کرده است.

به قلم آمده توسط نسيم در پنجشنبه 21 آبان1388 ساعت 7:33 | لینک ثابت |
سلام

سلام به تمام دوستداران اهل بیت

جای همتون سبز ، روز تولد امام رضا مشهد و در جوار حرم علی ابن موسی الرضا بودم. عاشقا می دونن اونجا چه صفایی داره.

خدار و شکر می کنم که باز هم توفیق زیارت این امام معصوم  در روز تولدش نصیبم شد .

اما امسال با سالهای دیگه فرق داشت چون تمام سعی ام بر این بود که امام رضا را با معرفت زیارت کنم ، سالهای قبل هم بنا بر این بود ولی امسال خیلی فرق داشت. خلاصه آخر سفر هم یه سرما خوردگی همه گیر ما رو گرفتار خودش کرد و هنوز که هنوزه اسیر اون هستم.( الحمدلله رب العالمبن)

اما اونایی  که قبل از سفر از ما التماس دعا داشتن خیالشون راحت باشه که دعاشون کردم . یکی میخواست کنکور ارشد قبول بشه و یکی میخواست امتحاناش قبول بشه و یکی ... همه رو دعا کردم خدا کنه به حق امام رضا دعاهام مستجاب بشه .

ولی ممکنه کسی سوغاتی بخواد ،براشون آوردم. سوغاتي من يك حديث از امام رضا هست كه اونو از حرم حضرت آوردم.

امام رضا (ع) به اصحابش فرمود از نشانه های عقل کامل ده چیز است :

  1. فکر و ذکرت خیر باشد
  2. مردم از شرت در امان باشند
  3. کار نیک بزرگ خود را کوچک شماری
  4. کار نیک کوچک دیگران را بزرگ شماری
  5. از بر آوردن حاجات خیر دیگران هرگز خسته نشوی
  6. تا آخر عمر از کسب دانش دست بر نداری
  7. فقر در راه خدا را بر غنا و دارایی ترجیح دهی ( یعنی اینکه به خاطر خدا یا در راه خدا ثروت خود را از دست بدهی یا ببخشی یا ...   بهتر از این باشد که ثروتمند باشی)
  8. ذلت در راه خدا را بر عزت در راه دشمن ترجیح دهی ( یعنی اینکه در راه خدا یا برای خدا ذلیل شوی ،خوار شوی ، بهتر از این باشد که برای دشمنان عزیز و آبرومند باشی)
  9. بی نشانی در راه خدا را بر شهرت ترجیح دهی( یعنی اینکه در راه خدا یا برای خدا  بی نشان و گمنام باشی برایت بهتر از شهرت باشد)

 و مورد آخر که حسابی منو به تفکر و غبطه واداشته و امام رضا نیز در مورد اون با لحن متفاوتی صحبت کرده و انجام این مورد توسط شخص من ،که محاله شدنی باشه، اینه...

    ۱۰ .  هر کسی را که دیدی، او را بهتر از خود و با تقواتر از خودت بداني ( هركسي به معناي هر كسي مي باشد يعني حتي كافر ، حتي فاسد،حتي معتاد،حتي ديوانه،حتي ...)

به قلم آمده توسط نسيم در جمعه 15 آبان1388 ساعت 8:23 | لینک ثابت |

سالروز میلاد  علی ابن موسی الرضا مبارک باد

----------------------------------------------------------------------

لطف خدا بود که گل پسر من خوب شد

لطف خدا بود که با وجود اینکه هم مادرش هم خودش

 هردوتاشون بیمار شده بودن سخت حالا هر دوشون خوبن

لطف خدا بود که من دیگه مریض نشدم

لطف خدا بود که مادر عیال در طول این چند روز سخت و

جانفرسا طوریش نشد 

اما اونم امروز بیمار شد ولی خوب میشه

وای از دست این چند روز

دلم برای جیغهای کودکانه پسرم تنگ شده بود

لطف خدا بود که دوباره جیغ میزنه

لطف خدا بود که دوباره اذیت میکنه و نمیذاره خواب ظهرانه

 داشته باشیم

لطف خدا بود که دوباره پسرم برام می خنده و میاد توی بغلم

 محکم میچسبه

آخه این چند روزه یه بیماری گرفته بود که حالی براش باقی

 نمونده بود. از اون بیماریهایی که اسمش خوب نیست بگم

(وقتی بچه ها میخوان دندون در بیارن چی میشه؟)

لطف خدا بود که این چند روزه من کم نیاوردم و تا آخرش

وایسادم

البته درمان هنوز کامل نشده ولی خدا  این پسر ناز رو به من داد

 و خودش هم حواسش هست

لطف خدا بود که دوباره ، وقتی میخوام از خونه بزنم بیرون پشت

 سرم گریه میکنه.

پسر عزیزم هرچی میخوای اذیت کن

هرچی میخوای

سالم باشی و اذیت کنی بهتره تا اینکه خدای ناکرده مثل این

 چند روزه بشی و حال منو بگیری.

===========================

دوستان عزیز اگه خدا قسمت کنه برای تولد امام رضا راهی

 مشهد مقدس هستیم

از همه شما حلالیت می طلبم

شاید وقتی بر گشتم سفرنامه بنویسم

الهی همه ما را به راه راست هدایت کن

الهی میر حسین موسوی را هم به راه راست هدایت کن

الهی گمره شدگان مملکت ایران اسلامی را به راه راست

هدایت کن

الهی احمدی نژاد  را هم از راه راست دور نکن

الهی دوستت دارم

 

به قلم آمده توسط نسيم در جمعه 1 آبان1388 ساعت 0:26 | لینک ثابت |

يك دوست و همشهرِِ‌‌ي امروز يك نظر براي پست دنيا گذاشته كه جايز دونستم  اونو به عنوان يه پست به نمايش بذارم.

قبل از اون به اين دوست ميگم كه اون كساني كه در اين نظر ازشون تعريف بدي كردي اينقدر ها هم كه شما گفتيد بد آدمايي نيستن. اونا در واقع به دنبال هدفي هستند كه براش تلاش مي كنند و ان شاالله كه خوابشو ببينند. هدف اونا بر اندازي اين نظام بود و ديگر هيچ.

انقلاب براشون آزار دهنده هست و آرمانهاي انقلاب با آرمانهاي اونا خيلي متفاوت و حتي مانعي براي آرمانهاشونه . پس بايد با احمدي نژادها دشمني كنند و اون و امثال اون رو از سر راه بردارن تا بتونن به اهداف شومشون برسن(خداي ناكرده)

الهم عجل لوليك الفرج

الهي سران گمراه حزب اصلاح طلب را ، يا به راه راست هدايتشان كن ، يا نسلشان را از روي زمين بركن.

 

.....اين هم كامنت دوست بواناتي من:

سلام
من بواناتی هستم ولی شهر دیگه ای دانشگاه می رم.راستش خیلی دلم برای بوانات تنگ شده بود وقتی که با وبلاگ شما آشنا شدم و عکس های مسافرت به بواناتتون رو دیدم خیلی برام جالب و خاطره انگیز بود.تمام صحنه هایی که عمری در کنارم بودن و باهاشون بزرگ شدم با دیدن عکس های شما برام تداعی شد.
اما وقتی خیلی بیشتر خوشحال شدم که نظرات و حرف های شما رو در مورد رییس جمهورمون اقای دکتر احمدی نژاد والبته در مورد در مورد یه عده دیگه از سیاست مدارهای خائن و دروغگو که با اعمال شرم آور خودشون به خیال ضربه زدن به کشور و دیانت مردم ما هستند رو خوندم.

واقعا خوشحال شدم از اینکه دیدم همشهری هام هر کجا که باشن رسالت خودشون رو تا جایی که از دستشون برمی یاد انجام می دن و مسایل روز با این دید باز و تفکر منطقی تحلیل می کنن.
دانشگاه ما هم زیاد جو مناسبی نداره و شاید بیشتر دانشجوها و مسیولین دانشگاه ما هم رفتاری مشابه همکار شما رو داشته باشند.دلم درد می یاد وقتی این همه اجحاف و تهمت و دروغ در مورد دولت و اقای احمدی نژاد می شنوم.دلم به درد می یاد وقتی که می بینم یه عده کورکورانه بدون اینکه بدون اینکه پشت نظراتشون هیچ منطق عاقلانه ای باشه از یه عده سیاستمدار که معلوم نیست هدف اصلی شون چیه پیروی 
 می کنن.

واقعا رییس جمهور شدن کسی که رسالتی جز خدمت کردن به مردم برای خودش متصور نیست اینقدر براشون دردناکه؟مگر آقایون موسوی و کروبی در صورت رای آوردن چه سرنوشتی رو می خواستن برای کشور رقم بزنن؟؟

 مگر در دوره اون ها دین و ایمان مردم کم به بازی گرفته شد؟مگر با شعار آزادی بیان و اندیشه انواع فسادهای اخلاقی و بی بند و باری گریبان جامعه را نگرفته بود؟

واقعا طرفدارن این کاندیدها خواستار برگشت آن دوران هستند؟چطور می توانند چشم خودشان را بر روی همه وقایع مثبت دولت نهم ببندند مگر هسته ای شدن و فضایی شدن دستاورد کمی بوده و هست؟مگر بازگشت واقعی به آرمان های امام و انقلاب جز در دوره ریاست جمهوری اقای احمدی نژاد محقق شد؟

آیا همه اینها قابل انکار است؟کاش می شد از زبان طرفداران این اقایون محترم حتی یک کلمه جواب و توجیه منطقی در رابطه با این مسایل شنید.

 

خدا را شکر که روز به روز بیشتر چهره واقعی این افراد و رسوایی هایشان برای مردم روشن می شود.

باید از آقای کروبی پرسید چگونه می شود که در حالی که این سخن تاریخی امام که اسراییل غده سرطانی است و باید از میان برداشته شود و یا آقای خامنه ای که فرمودند فلسطین پاره تن اسلام است را در ذهن داشت و آن گاه در روز قدس در جمع کسانی که شعار نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران سر می دهند قرار گرفت و باز با کمال بی شرمی ادعای خط امامی بودن کرد؟

باید از آقای موسوی پرسید که چگونه می شود که مجموعه دولت ونظام را بدون داشتن هیچ گونه مدرک و شاهدی ساعاتی پس از اعلام نتایج آرا متقلب خواند به صرف اینکه ایشان در انتخابات شکست خورده اند و بعد هم قصد خدمت به مردم این مملکت را داشت؟

دروغ های این دروغگوهای حرفه ای را چه کسی می تواند باور کند جز عده ای که چشم های خود را بر روی همه حقایق محض بسته اند و دلشان می خواهد چشم های بقیه هم بر روی همه چیز بسته بماند؟

اما نباید از یاد برد که خدا خود فرمود
و مکروا و مکر الله والله خیر الماکرین

به قلم آمده توسط نسيم در یکشنبه 26 مهر1388 ساعت 23:26 | لینک ثابت |
دنيا  را تشبيه مي كنم به يك مسافرت ، اما به كجا ؟

براي سفر بايد مسير دانست ، اما از كجا؟

اسباب سفر بايد داشت ، اما چي ؟

يا يك هدف بايد داشت ، اما چرا؟

شايد ما از اون كساني باشيم كه در ظلمات گير افتاديم بدون اينكه خودمون بدونيم و همين جور داريم دور خودمن چرخ مي زنيم ، بدون اينكه هدف رو حتي بشناسيم.

مسافرت دنيا به سوي خداست.

مسير اون قرآن ، زندگي پيغمبران و امامان و بزرگان و كتابهايي كه از خودشون بر جا گذاشتن و مهمتر عقل ما ( به شرطي كه سالم باشه و ...)

اسباب سفر  اداي واجبات و اگر شد مستحبات.اخلاق نيك-پندار نيك - گفتار نيك.

هدف همون كسب رضاي خداست .بدون هدف هيچ كاري و هيچ مسافرتي به سر انجام خوبي نمي رسه. 

به قلم آمده توسط نسيم در پنجشنبه 23 مهر1388 ساعت 2:35 | لینک ثابت |